ما معمولاً فکر می کنیم که بیشتر از انجام آموزش و تدریس لذت می بریم تا از انجام ارزیابی ، آزمون وسنجش .

چرا ؟

تجربه نشان می دهد که در ذهن اکثر آموزش دهندگان تدریس و آموزش مهمتر از آزمون و سنجش است و غالباً مهمترین نتیجه ای را که از انجام آزمون و سنجش ا نتظار دارندحاصل گردد این است که به یادگیری آموزش گیرندگان نمره ای اختصاص دهندتا به این صورت آنان را تائید یا رد نمایند .

به این ترتیب در نظام آموزشی کشورمان آزمون و سنجش عمدتاً وسیله ای برای قبول و رد کردن فراگیران است .صرف نظر از اینکه دانشمندانی چون ایوان ایلیچ(1973) از منتقدان سر سخت این نوع نگرش به مسئله هستند . البته کسان دیگری نیز هستند که هدف از آزمون و سنجش  را ارزشیابی کار مدرس، یا تشخیص توانائیها و کم توانائیهای فراگیران را به منظور جای دادن آنها در گروهی خاص ، یا به منظور ارتقاء فراگیران و راهی برای کمک به مدرس در تصمیم گیری صحیح تعریف می کنند . با توجه به اینکه در حال حاضر نمره دادن حائز اهمیت است حداقل  بایستی کم و کیف آنرا مطلوب ساخت .در این راستا بهتر است با این تعاریف و اصطلاحات آشنا  شد .

اصطلاح  آزمون : یک روش نظام دار برای سنجش یک یا چند نفر در شرایطی خاص ، طراحی شده است .هنگامی که یک آزمونی اجرا می شود اندازه گیری نیز انجام می گیرد با این وجود همه اندازه گیریها معادل آزمون نمی باشند .

اصطلاح سنجش : به معنای تحلیل جامع و چند جانبه عملکرد اختصاصی فرد معرفی می شود . سنجش مستلزم استفاده از فنون مختلفی است و اساس آن بر مشاهده کارکرد فرد استوار است و در برگیرنده ترکیبی از اطلاعات متفاوت در یک قضاوت فشرده است .آزمون به تنهایی برای سنجش کافی نیست . سنجش مستلزم همراهی کردن با فرد و کار کردن برای اوست و به همین جهت نیازمند یک ارتباط بالینی ، انسانی ، مسئولانه و توام با احترم  است .

اصطلاح ارزشیابی: به معنای فرایندی است که مشتمل بر اندازه گیری و احتمالاً آزمودن است ولی مفهوم داوری ارزشی را نیز با خود دارد . اگر چه غالباً ارزشیابی شامل ترکیبی از اطلاعات است که ازدو یا چند منبع ( نظیر نمره های آزمون ، ارزشها و برداشتها ) تحصیل می گردد  ولی گاهی نیز منحصراً مبتنی بر یافته های  عینی است . در هر حال چون ارزشیابی بر یک داوری ارزشی مبتنی است بهتر است که بر پایه اطلاعات عینی باشد.

مفهوم اندارزه گیری : معمولاً در معنایی وسیعتر از آزمون به کار می رود و عبارتند از " توصیف کمّی  رفتار ، اشیاء و وقایع و تعین کمیّت و خصوصّیتی که یک چیز یا یک واقعه دارای آن است ". اندازه گیری صرفایک جریان جمع آوری اطلاعات است که با استفاده از آن به  تعمیم ، ارزشیابی و داوری می پردازیم .

با توجه به مفاهیم فوق به نظر می رسد روشهای سنتی در آزمون و سنجش فراگیران که عموماً آزمون کتبی می باشد دارای سوءگیر ی است . دست کم دارای شش کاستی اساسی به شرح زیر  می باشد .

1-    اندازه های مستقیم از توانائیهای فرد به دست نمی دهد

2-    بخش کوچکی از تمام خصوصیات فرد را و آن هم در یک مقطع زمانی کوتاه منعکس می کند

3-    در سنجش توانائیهای افراد متعلق به اقوام و فرهنگها و زبانهای مختلف ناتوانند

4-    آزمون شونده را دروضعیتی انفعالی قرار می دهد

5-   فرد را کمتر از آنچه که هست و بسیار کمتر از آنچه که می تواند باشد بر آورد می کند و قدرت پیش بینی ضعیفی دارد

6-  به دلیل خصلت ایستا و محافظه کارانه خود نمی تواند کمک قابل ملاحظه ای   برای آموزش ، پیشرفت و رشد و بهبود بخشی وضعیت فراگیر باشد .

به همین جهت نباید به استفاده از آزمونهای سنتی اکتفا کرد و نباید تنها مبنای تصمیم گیری در باره افراد قرا ر داد . اهمیت آزمون و سنجش فراگیران اقتضاء می کند که مدرسین نسبت به آن دانش کافی داشته باشند و بتوانند ابزار های مناسب را تهیه کنند یا از  ابزارهایی که توسط دیگران تهیه شده است به درستی استفاده کنند و همچنین آموزش و سنجش را  به صورت مجموعه ای تفکیک ناپذیر به کار گیرند .ولی  از انجا که در حا ل حاضر  آزمون معروف ترین وسیله اندازه گیری است و با توجه به تعدد بسیار زیاد آ ن و پیچیدگیهای آدمی طبقه بندی آنها کار مشکلی است مع الوصف به نظر می رسد که تقسیم آزمونها به شش دسته زیر تقسیم مناسبی باشد.

1-    آزمونهای فردی در مقابل آزمونهای گروهی

2-    آزمونهای عملکرد نمونه وار  در مقابل آزمونهای بیشترین عملکرد  

3-    آزمونهای عینی  در مقابل آزمونهای  فرافکن

4-    آزمونهای سرعت در مقابل آزمونهای قدرت

5-    آزمونهای ملاکی  در مقابل آزمونهای هنجاری

6-  آزمونهای محدود پاسخ  در مقابل آزمونهای آزاد پاسخ  که آزمونهای پیشرفت را می توانیم در شمار این دسته قرار دهیم .

می دانیم که آزمونهای پیشرفت ؛ پیشرفت فراگیر را در دستیابی به هدفها اندازه گیری می کند واقدامی است منظم برای تعیین آموخته های فراگیر .این آزمونها می توانند  با فراهم آوردن اطلاعات عینی ، که اساس داوریهای مدرس یا مدرسین را تشکیل خواهند داد ، کارایی بسیاری از تصمیمات را بهبود بخشند .لذا بدین منظور تیرماه سال 1392 به جهت تعیین میزان پیشرفت آگاهی بهورزان با در نظر گرفتن شاخصهای همگنی شرکت کنندگان و مراتب فوق؛ آزمونی بر اساس شرح وظایف ( هدف ) به تعداد 115 سوال  محدود پاسخ ( چهار گزینه ای )از بهورزان شاغل در خانه های بهداشت در سطح معاونت بهداشت دانشگاه ( شبکه بهداشت شهرستان ری – شبکه بهداشت اسلامشهر - مرکز بهداشت جنوب ) به اجرا درآمد که بنا به تصمیات اتخاذ شده در جلسه مربیان مراکز بهورزی مقرر گردید  نفرات اول هر شهرستان توسط معاونت بهداشتی مورد تشویق قرار گیرند و سایر تصمیات مربوط به تجزیه و تحلیل در سطح هر شهرستا ن و بنا به نظر مدیریت آن شبکه صورت پذیرد که حاصل نتایج به شرح ذیل می باشد و نتیجه کلی آزمون بر اساس نرم افزار SPSS پس از تحیل متعاقباً اعلام خواهد گردید .

تحلیل نهایی نتیجه آزمون نشان داد که ۵۸/۲۵٪ از پرسنل در رده بندی خوب قرار گرفته اند. یعنی نمره بالاتر از صد و سه و نیم را کسب کرده اند.

٪۵۵/۸۲ از پرسنل با به دست آوردن نمرات بین هشتاد و شش و بیست و پنج صدم تا صدو سه نیم در رده متوسط قرار دارند و ۶/۱۸٪ ا زپرسنل که نمره کمتر از ۸۶ به دست آورده اند در رده ضعیف قرار دارند.

۱- با توجه به نمرات حاصله نفرات برتر( رتبه اول الی  سوم به ترتیب خانمها اعظم صفرپور – مرضیه زارع نیری – معصومه صمدی)مورد تشویق معنوی و مادی قرار گرفتند .

۲- افرادی که در سطح خوب دسته بندی گردیدند نیز مورد تشویق کتبی درج در پرونده پرسنلی قرا ر گرفتند.

۳-  از افرادی که نمره کمتر از ۱۵ بدست آورده اند در  مهر ماه مجدداً آزمون  به عمل خواهدآمد .

 نویسندگان: گیتی هاشمی و فریده میرزایی

منبع : روانشناسی تربیتی دکتر علی لطفی