یادداشتی از سر دلتنگی
دوم دبیرستان بودم. امتحان ورزش داشتیم. باید دراز و نشست میرفتیم. آخرین نفر که امتحان داد صمیمیترین دوستم شیوا بود. او دوازدهتا دراز و نشست رفت و من دیدم که معلمم بهاشتباه در برگهای که دستش بود 12 را نوشت 21!
نمیدانم چه شد که یکدفعه گفتم: خانم اشتباه نوشتید!
گفتم و پشیمان شدم! گفتم و قلبم فروریخت! گفتم و عرق شرم از سرو رویم سرازیر شد!
معلم خندید و عدد را درست کرد. زنگ خورد و به خانه رفتیم ولی آن روز آرام و قرار نداشتم. مرتب فکر میکردم چرا آن حرف را زدم، چرا نسنجیده رفتار کردم.
فردا صبح با نگرانی به مدرسه رفتم. برخلاف انتظارم شیوا مثل همیشه بود، نه از روزهای قبل هم مهربانتر بود. گویی هیچ اتفاقی نیفتاده، حتی با قاطعیت جلوی یکی دو نفر از بچهها که من را مورد شماتت قراردادند ایستاد و گفت: سعیده درست گفت من دوازدهتا دراز و نشست رفتم.
آنقدر رفتار شیوا بزرگوارانه بود که طاقت نیاوردم. پیش معلم ورزش رفتم و از او خواستم اشتباه من را ببخشد. معلم که حالا میفهمم چقدر دانا بود گفت: ولی دوستت دوازدهتا دراز و نشست رفته بود من تنها کاری که میتوانم بکنم این است که دوباره از هردوی شما امتحان بگیرم.
خیلی خوشحال شدم. من و شیوا هرقدر در درسهایمان قوی بودیم در ورزش ضعیف بودیم. تمام هفته بعد باهم تمرین کردیم و چه روزهای خوشی را باهم گذراندیم. هفته بعد دوباره هر دو امتحان دادیم.
شیوا شانزدهتا دراز و نشت رفت و من چهاردهتا یعنی سه تا از دفعه قبل کمتر ولی بسیار خوشحال بودم، چون توانسته بودم اشتباهم را جبران کنم. در کمال تعجب معلم به هردوی ما نمره کامل داد درصورتیکه حدنصاب نمره کامل بیست دراز و نشست بود!
معلم جلوی همه بچهها گفت: چند سال بعد همه این نمره را فراموش میکنید ولی دوستی هرگز فراموش نمیشود. شما زمانی میتوانید شاد و خوشحال باشید که از موفقیت و خوشحالی دیگران شاد شوید. انسان موجودی اجتماعی است و ارتباطات انسانی و مهر و دوستی مهمترین چیزی است که باید مراقب باشید هرگز آن را از دست ندهید.
مدتها بود این خاطره را فراموش کرده بودم. امروز میخواستم مطلبی در مورد عید قربان و حضرت ابراهیم (ع) بنویسم ولی چندین و چند مسئله باعث شد این خاطره در ذهنم متبلور شود.
واقعاً چرا ما از موفقیت اطرافیانمان خوشحال نمیشویم یا بهتر است بگویم گاهی ناراحت هم میشویم؟ گاهی کلی وقت و انرژی مصرف میکنیم تا دیگران را پایین بکشیم و مانع پیشرفت آنها شویم؟ چرا فراموش میکنیم مهمترین سرمایه دوستی است؟ چرا نیاموختهایم از شادی دیگران خوشحال شویم؟ و چرا بلد نیستیم موفقیت دیگران را با آنها جشن بگیریم؟ این موفقیت میتواند قبولی در کنکور، ازدواج، پیدا کردن شغل و حتی ثبت کاری که ما هم در آن سهیم بودیم به نام دوستمان باشد!
شاید خوب باشد عید قربان امسال برخی از خلقیات منفی خود را قربانی کنیم.
عیدتان مبارک
سعیده شریفی
مجموعه ای است از مطالب ارائه شده از واحدها و همکاران شبکه بهداشت شهرستان ری. مسئولیت مطالب بر عهده ارسال کننده بوده و مدیریت وبلاگ هیچ مسئولیتی در قبال نوشته ها ندارد