از بچگی عادت داشتم کتاب بخوانم و سرک کشیدن به کتابخانه بزرگ بابا بزرگ‌ترین تفریح من بود. نمی‌دانم چه شد که جذب کتابی شدم با جلدی ساده و سیاه به نام کلیات سعدی. اشعارش را می‌خواندم و نمی‌فهمیدم ولی از آهنگ آن لذت می‌بردم و همه را حفظ می‌شدم. سیزده چهارده‌ساله که شدم کم‌کم به معنای اشعار پی بردم و جادو شدم و از همان زمان اشعار سعدی شد مونس غم و شادی من و در عالم نوجوانی چقدر خوشحال بودم که اسمم شبیه نام سعدی است! از آن زمان تاکنون شعر و نثر سعدی همیشه همراهم بوده وزندگی بدون این شاعر عزیز برایم امکان‌پذیر نیست. شاید گاهی در شلوغی‌های زندگی به پس‌زمینه ذهنم رانده شود ولی هرگز محو نمی‌شود و چه لذتی می‌برم از خواندن شعر و نثر زیبایش.

اول اردیبهشت‌ماه روز بزرگداشت سعدی است. این روزها بهانه خوبی است تا یادی از بزرگان بکنیم و سری به آثارشان بزنیم. خوب است این آخر هفته سری به کلیاتی سعدی بزنیم. باور کنید گلستان و بوستان و غزلیات سعدی بسیار زیباتر از چیزی است که در کتاب‌های درسی می‌دیدیم!

سعیده شریفی