دیروز جایی بودم. یک جای خیلی معمولی! من معمولی با یک سری آدم معمولی نشسته بودیم و حرف‌های معمولی می‌زدیم. یک‌دفعه در آن جمع کسی خیلی عادی گفت:

 هر بزرگ بودنی دلیل بربرتری نیست؛ زیرا برخی را خدا بزرگ می‌کند، برخی را شیطان.

وقتی این جمله را بر زبان آورد من داشتم خیلی معمولی چای می‌نوشیدم. ولی ناگهان خشکم زد. چون متوجه شدم این جمله یک جمله معمولی نیست. یک کتاب جامعه‌شناسی است. یک درس زندگی است.

یک تلنگر است. نه لغت (تلنگر) حق مطلب را ادا نمی‌کند. آن جمله یک پتک بود که محکم به سرم خورد و بیدارم کرد. چشمانم باز شد و متوجه شدم برای خیلی چیزها نباید خوشحال شوم و از دست خیلی‌ها نباید ناراحت شوم.

سعی کردم عادی باشم و چایم را بنوشم. دوباره به گوینده آن جمله نگاه کردم. چندان هم معمولی به نظر نمی‌آمد. انسانی که چنین اندیشه زیبایی داشته باشد، اصلاً معمولی نیست.

برای همه آرزو می‌کنم که گاهی با چنین آدم‌هایی برخورد داشته باشند چون گاهی لازم است که پتکی به سر آدم بخورد و تلنگری به افکار آدمی وارد شود.

گاهی خوب است غیرمعمولی باشیم!

سعیده شریفی