تازه استخدام‌شده بودم. جوان بودم و سر پرشوری داشتم. همان زمان به‌عنوان مجری یک طرح تحقیقاتی انتخاب شدم. حس خوبی داشتم. فکر می‌کردم با پر کردن چند تا پرسشنامه دنیا را فتح خواهم کرد و احساس می‌کردم چون من آن پرسشنامه‌ها را پر می‌کنم آدم خیلی خاصی هستم! چند روزی گذشت. یکی از خوشه‌های آن طرح در روستایی بود. هرچقدر در روستا چرخیدم، آدرس را پیدا نکردم. راننده اداره که همراه من بود و از من بسیار باتجربه‌تر پیشنهاد داد به خانه بهداشت برویم و از بهورز کمک بگیریم. همین کار را کردم. بهورز جوانی در خانه بهداشت بود. تا اسم سرپرست خانوار را گفتم، او را شناخت. همراه من آمد تا خانه را نشانم بدهد. گفت: راه نزدیک است و پیاده برویم. ازنظر او راه نزدیک بود ولی به نظر من خیلی راه رفتیم تا به مقصد رسیدیم. آن زمان نمی‌دانستم که بهورزان مرتب در روستا رفت‌وآمد می‌کنند و همه مسیرها را پیاده می‌روند و می‌آیند. درراه بهورز با همه سلام و احوالپرسی کرد. به خانمی گفت: نوبت واکسن بچه‌ات دیروز بود، چرا نیامدی؟

مادر توضیح داد که فرزندش سرماخورده است. همان‌جا توصیه کرد که بچه را حتماً بیاورد. پرسید تب دارد یا نه! خلاصه یک کلاس آموزشی وسط کوچه برگزار کرد و کلی به مادر آموزش داد.

به خانه موردنظر رسیدیم. خیلی خوب توضیح داد که با من همکاری کنند. از بچه صاحب‌خانه خواست تا همسایه‌ها (که سایر خانواده‌های خوشه موردنظر بودند) به آنجا بیایند و خلاصه آن روز آن‌قدر راحت کارم انجام شد که توانستم به منطقه دیگر بروم و یک خوشه دیگر را هم کامل کردم. آن روز تا من پرسشنامه‌ها را کامل کنم، بهورز هم به کار مردم رسید. به یکی توصیه کرد برای کنترل فشارخون بیاید، در مورد مشکلات بارداری دیگری توضیح داد، خلاصه کلی کارکرد.

همان روز فهمیدم که در کار چیزهای مهم‌تری از پرسشنامه پر کردن و مدرک تحصیلی و مناسبات اداری هست. آن روز فهمیدم اگر بخواهیم در اجرای برنامه‌ها و در ارتباط با مردم موفق باشم باید فراتر از قوانین و چارچوب‌های اداری کارکنم. آن روز فهمیدم چیزی بالاتر از دستورالعمل‌ها وجود دارد و آن عشق به کار، مهر به مردم و همراهی با آنان است. چیزی که در هیچ واحد دانشگاهی تدریس نمی‌شود، در هیچ نامه اداری نوشته نمی‌شود و هیچ‌کس به من آموزش نداده بود ولی آن روز آن بهورز با رفتارش خیلی خوب همه این‌ها را به من آموخت. بهورز عزیزی که هنوز در کنار ما کار می‌کند. کسی که شاید بسیاری از ما او را بشناسیم. آن بهورز، همکار گرامی خانم فاطمه نظمی است.

سعیده شریفی